|
سکوت کردم... به اندازه همه حرفهايم گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي من شکستم هر دو را گفته بودم، از سکوتت، از غرورت? خسته ام به خاموشي مغرورانه ات شکستي تو مرا با تو گفتم از همه تنهايي ام، خستگي ام با تو گفتم تا بداني با همه ناجيگري، بي ناجي ام تو، سکوتت خنجريست بر قلب من و حضورت، مرهمي بر زخم من پس، باش تا هميشه با من باش حتي اگر خاموشي... ------------------------------------- سهم من از شب شايد همان ستاره اي باشد که هميشه پنهان است و يا به قول قاصدکها ستاره ي من همان است که پيدا نيست . هيچکس نميداند که چرا سکوت ساکت شد شايد اگر سکوت آواز ميشد کسي عاشق نميشد سکوت يعني همه چيز يعني تفکر به تو راستي ، سکوت يعني هيس برو ؟ هيس وقتي سکوت مي کنيم بهتر ميشنويم + نوشته شده در توسط رهگذرکوچه های غربت |
دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت + نوشته شده در توسط رهگذرکوچه های غربت |
|
| ||||||